تا من بهانه ای داشته باشم ،
تا نوازشت
تلخ طعم محبوب من است
پ.ن: ایهام وارد است
خانه ی هنرمندان
سرم روی نیمکت
با حائلی به نام پاهایت
از بدی های زندگی این است که فقط تو بزرگ می شوی
پدر و مادرت تنها پیر می شوند
پ.ن: می دانم نمی فهمید ایهام تنهایی را
پ.ن: می دانم نمی فهمید ایهام پ.ن قبل را